X
تبلیغات
کانون زنان - زن ایرانی در عصر پهلوی

کانون زنان

«قرن‌ها است که زنان به مثابه آيينه درشت‌نماي، اين امکان را براي مردان فراهم آورده‌اند تا خود را دوبر

زن ایرانی در عصر پهلوی

تاريخ کشف حجاب و روايت آغازين جنبش آزادي زن ايراني پس از دوره قاجاريه

 برگرفته از سايت http://www.sarve-azade.com

 هفدهم دي ماه 1314 روز آزادي زنان ايراني از اسارتي هزار و چهار صد ساله است که با حجاب و عقب ماندگي نيمي از جمعيت کشور که جز بردگي و در خدمت عياشي مردان بودن کار  ديگري انجام نمي  دادند؛ در چنين روزي بنيانگزار ايران نوين رضا شاه پهلوي فرمان به کشف حجاب داد و از زنان کشور خواست که براي آباداني کشور دوشادوش مردان فعاليت  کنند.

دانستن وقايع تاريخي آنگونه که واقعيت آن بوده و نه تحريف و وارونه گويي و آگاهي از خاطرات آن روز مي تواند راه گشاي انسانهاي آزاديخواه قرار گيرد.

نخست شرح ماجرا را به قلم روانشاد علي اصغر حکمت  کفيل  وزارت  معارف  کابينه شادروان محمد علي فروغي « ذکالملک » بخوانيد :

 « يک روز در تير ماه 1314 جلسه هيئت وزرا در سعد آباد با حضور اعليحضرت تشکيل شد. هفته اي يک روز اعليحضرت شخصا در هيئت دولت مي آمدند که در سعدآباد تشکيل مي شد و  در  مذاکرات  جلسه شرکت ميفرمودند و اوامري مي دادند. در آ ن روز اعليحضرت رو به من کردند و فرمودند من سابقا به وزرا و کفيل وزارت معارف سابق دستور داده بودم اين عادت منحوسي که در ايران مرسوم است که زنها روي خودشان را ميپوشانند و پيچه و نقاب مي زنند برچيده شود و زنها هم مثل ساير نقاط دنيا آزاد باشند و در اجتماع شرکت کنند ولي اينها هيچکدام انجام ندادند حالا از تو مي خواهيم ببينيم تو چه کار مي تواني بکني؟ عرض کردم امر اعليحضرت را که درست امر وجداني خودم هم هست انجام مي دهم.

آمدم وزارت معارف و يک برنامه اي نوشتم. برنامه را به عرض رساندم و تصويب فرمودند. برنامه عبارت از اين بود که حالا شروع کنيم در مدارس دخترها حاضر شوند و در حضور مهمانان مرد نطق کنند و تکلم کنند و جشن بر پا کنند و بعد در شهرها هر يک از وزرا و مامورين عاليرتبه دولت مي روند در مجالسي که تشکيل مي شود خانمها هم شرکت داشته باشند و در عين حال يک محلي تاسيس کنيم به اسم کانون بانوان که در آنجا خانم هاي تحصيل کرده جمع بشوند و آن کانون کارش اين باشد که از رجال و دانشمندان و اشخاص معروف تهران دعوت کنند که در آنجا براي حضار از زن و مرد خطابه اي راجع به مقام زن در جامعه و به خصوص جامعه اسلام ايراد کنند....

ماده بعد اين بود که اجازه داده شود در مدارس ابتدايي تا سال چهارم مدارس به صورت مختلط باشد و دبستانها از بچه هاي ذکور و اناث ( پسر و دختر ) که در سن 12- 13 هستند تشکيل شود و معلمشان هم زن باشد زيرا که ما از حيث معلم دبستان در مضيقه هستيم و بالاخره وقتي اين کارها انجام شد و افکار حاضر شد يک روزي در حضور اعليحضرت همايوني و علياحضرت ملکه و والاحضرت هاي شاهدخت جلسه اي تشکيل شود و اعلام آزادي نسوان (زنان) به اطلاع اهل عالم برسد....

در اوايل دي ماه 1314 که من در خوزستان بودم، تلگرافي؛ از طرف آقاي جم نخست وزير وقت احضار شدم. وقتي به تهران آمدم و حضور اعليحضرت رفتم گفتند: سابقا به شما گفته بوديم يک روزي جلسه بکنيد و خانمها هم حاضر باشند و اين عادت منحوس حجاب از ميان برداشته شود.

آن وقت من هنوز مصمم نبودم ولي حالا به واسطه حوادثي که در خراسان پيش آمده و بعضي اشرار در مسجد گوهرشاد تجمع کرده بودند و متفرق شدند و خيانتکاران مجازات شدند زمينه حاضر است بايد به فوريت اين جلسه را حاضر کنيد. بعد در جلسه وزرا فرمودند که وزير معارف پيشنهاد مي کند که يک روز من و خانواده ام در يک مجلس عمومي مشترک زن و مرد حاضر شوم. شما که اقدام نمي کنيد. اين عبارت خودشان است که فرمودند شما که اقدام نمي کنيد بالاخره من پير مرد حاضر شدم که اقدام کنم.

به همين مناسبت به من فرمودند کي اين کار مي شود؟ آن روزها اين عمارت دانشسراي مقدماتي در خيابان روزولت تمام شده بود و تازه از دست بنا بيرون آمده بود و ما مي خواستيم افتتاح کنيم. قرار گذاشته بوديم که در روز افتتاح جشن توزيع ديپلم ها و جوايز هم ضمنا به عمل بيايد. من بغتتا به نظرم رسيد که خوب است امسال اعليحضرت در همان جلسه حاضر شوند و اين ديپلم ها را بدهند. معلمان و مفتشات و بانوان خدمتگزار هم حاضر شوند و وزرا هم با زنها و خانواده هايشان حاضر باشند . يک جلسه رسمي انجام بدهيم. فرمودند کي اين کار را خواهيد کرد؟ من فورا عرض کردم هفدهم دي روز پنجشنبه.  فرمودند بسيار خوب....

روز هفدهم دي ماه 1314 هوا خوب،  آفتاب درخشان  و نسيم معتدلي مي وزيد. ايشان تشريف آوردند و سر راهشان دخترهاي پيشاهنگ ايستاده بودند و سلام دادند و اعليحضرت همايوني جلوي عمارت دانشسرا پياده شده و به وزرا اظهار مرحمت فرمودند و من راهنمايي کردم به تالار بزرگي که در طبقه دوم بود. آنجا تشريف آوردند توي سالن ديگر که خانم ها ايستاده بودند. علياحضرت ملکه و والاحضرتها و شاهدخت شمس و شاهدخت اشرف با لباس هاي بسيار زيبا و نجيبانه و محترمانه ايستاده بودند. صف بانوان و معلمات و مفتشات هم با لباس متحد الشکل در يک کنار ايستاده بودند. اعليحضرت رو به آنها کردند. خانم هاجر تربيت در آنجا خطابه اي حاضر کرده بود که از طرف بانوان ايراد کرد. »

 

سپس اعليحضرت رضا شاه فرمودند:

 بي نهايت مسرورم که مي بينم خانمها در نتيجه دانايي و معرفت به وضعيت خود آشنا شده و پي به حقوق و مزاياي خود برده اند. همانطور که خانم تربيت اشاره نمودند، زنهاي اين کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمي توانستند استعداد و لياقت ذاتي خود را بروز دهند بلکه بايد بگويم که نمي توانستند حق خود را نسبت به کشور و ميهن عزيز خود ادا نمايند و بلاخره خدمات و فداکاري خود را آن طور که شايسته است انجام دهند و حالا مي روند علاوه بر امتياز بر جسته مادري که دارا مي باشند از مزاياي ديگر اجتماع نيز بهره مند گردند.

ما نبايد از نظر دور بداريم که نصف حمعيت ما به حساب نمي آمد، يعني نصف قواي عامله مملکت بيکار بود. هيچوقت احصائيه (سرشماري) از زنها برداشته نمي شد مثل اينکه زنها يک افراد ديگري بودند و جزو جمعيت ايران به شماره نمي آمدند. خيلي جاي تاسف است که فقط يک مورد ممکن بود احصائيه زنها برداشته شود و آن موقعي بود که وضعيت ارزاق در مضيقه مي افتاد و در آن موقع سرشماري مي کردند و مي خواستند تامين آذوقه نمايند.

من ميل به تظاهر ندارم و نمي خواهم از اقداماتي که شده است اظهار خوشوقتي کنم و نمي خواهم فرقي بين امروز با روزهاي ديگر  بگذارم ولي شما خانمها بايد اين روز را يک روز بزرگ بدانيد و از فرصتهايي که داريد براي ترقي کشور استفاده کنيد.

من معتقدم که براي سعادت و ترقي اين مملکت بايد همه از صميم قلب کار کنيم.

همين طور بايد در راه معارف کار کرد. گر چه معارف در نتيجه کوشش اعمال دولت پيشرفت دارد ولي هيچ نبايد غفلت نمايند که مملکت محتاج به فعاليت و کار است و بايد روز بروز پيشرفت و بهتر براي سعادت و نيک بختي مردم قدم برداشته شود.

شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده ايد و قدم براي سعادت خود و وطن خود بيرون گذارده ايد. بدانيد وظيفه شماست که بايد در راه وطن خود کار کنيد.»

منبع ومتن کامل اين يادداشت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 19:58  توسط مهسا   |